امروز کلا یه روز فوق مزخرفی بود 

خدا نکنه آدم محتاج بیمارستان های دولتی بشه 

حاضره بمیره ...

حالا نه فقط دولتی مطبا هم اکثرا اینطورن 

6.5 صبح پاشدیم که ساعت 7 بیمارستان رسول اکرم باشیم

نوبت ندادن که ندادن... حالا فقط به خاطر یه عکس برداری ...

بعدشم که نوبت ارتوپدمون پرید چون عکس نگرفت از دستم...

بعدترشم رفتیم دکتر پوست دوساعت علافی ... جناب دکتر سیگاری یعنی مطبش بوی گندع سیگار میداد و فوق العاده خشن و عصبانی...

بعدم که منو دیوانه کرد برگشته میگه مفت نخور و نخواب تشدید میکنه این مشکلو.. بچه نیستم که... من کجا مفت میخورمو میخوابم...

یه داروی ساختنی داده بود الا بلا میگفت ببر فلان داروخونه  اونجاااااااااام شلوغ کل امروز من به بطالت رفت ...

قشنگی امروز به در اومدن صدای اف اف بود...

با بنده کار داشتن ...البته میدونستم ... دیروزم منتظر بودم

دوست بلاگری عزیز و مهربون خیلی شرمنده کرد خیلی ... 

رفتم بستمو بگیرم و رو گوشی امضا کردم (آلاء جون میخواستن سفارش کنن من تو دفتر امضا کنم) تکنولوژیه دیگه  

خیلی هدیم دوست داشتنیه خیلی باارزشه ... شیک شیک :)

دلتون نخواد :)

چادر گلگلی جان براش ساقدستم درستیدم با پارچش:) میسی آلاء جون 

عیدیمه:)

http://tanhayihayeman.blog.ir/