امید آرزوها

ای آیِنه هم صحبت من باش!

امید آرزوها

ای آیِنه هم صحبت من باش!

زندگیه دیگه؛
گاهی خسته ت میکنه،
خیلی خسته ت میکنه؛
اونقد که دوس داری خودکارتو بزاری لای صفحاتش.
یه مدت بری سراغ خودت. هیچی نکنی،
با هیچکی حرف نزنی، حتی نفسم نکشی.
اما مشکل اینجاست بعد که برمیگردی
میبینی یه نفر خودکارو از لای کتاب زندگیت بیرون کشیده
و تو هم یادت نمیاد کدوم صفحه بودی.
گم میشی ...
و هیچی توو دنیا بدتر از این نیست که
ندونی کجای زندگیتی!
بافتن را از یک فامیل خیلی دور یاد گرفتم که نه اسمش خاطرم است نه قیافه اش،
اما حرفش هیچ وقت از یادم نمی رود،
می گفت زندگی مثل یک کلاف کامواست،
از دستت که در برود می شود کلاف سردر گم،
گره می خورد،
می پیچد به هم ،
گره گره می شود،
بعد باید صبوری کنی،
گره را به وقتش با حوصله وا کنی، زیاد که کلنجار بروی ، گره بزرگتر می شود،
کورتر می شود،
یک جایی دیگر کاری نمی شود کرد، باید سر و ته کلاف را برید،
یک گره ی ظریف کوچک زد،
بعد آن گره را توی بافتنی یک جوری قایم کرد،
محو کرد،
یک جوری که معلوم نشود،
یادت باشد، گره های توی کلاف همان دلخوری های کوچک و بزرگند، همان کینه های چند ساله،
باید یک جایی تمامش کرد،
سر و تهش را برید،
زندگی به بندی بند است به نام "حرمت "
که اگر آن بند پاره شود کار زندگی تمام است

آخرین مطالب
  • ۹۷/۰۴/۱۳
نویسندگان

(:☺

پنجشنبه, ۷ تیر ۱۳۹۷، ۰۲:۲۷ ب.ظ

روزآخره و دقیقا ۳۶۵ روز از کلاس رفتن و درس خوندن و نخوندن و غصه خوردنم گذشت

شاید و حتما امسال نتیجه خوبی نگیرم ، اما تواین۳۶۵روز کلی از اتفاقای خوب پیش پا افتاده که میتونست منو خوشحال کنه

ازینکه یه سری هم کلاسی خوب و پر انرژی پیدا کردم 

یاد گرفتم واسه هرکسی وقت نزارم ، اهمیت ندم به حرفا

یاد گرفتم من خودم کلی مشکل دارم ، نیازی نیست با مشکلای بقیه غصه بخورم و براشون وقت بزارم ، درحالی که الان کنکور من واجب ترین چیز زندگیه منه

کنکور باعث شد از خیلیا دور شم ، و از یه طرف به خیلیا نزدیک 

دور بودنا به نفعم بودن و فهمیدم هرکسی نمیتونه دوست من باشه هم صحبت من باشه 

توهمایشا با بچه های شهرای دیگمون آشنا شدم و این مدت کلی بهم انرژی دادیم 

بیانیا که اینقدر خوبن و نوشته های محاوره ای منو میخونن و بهم انرژی میدن ،امید میدن 

درواقع هرچیزی که مجازیه بد نیست...

چون واقعیتمون واقعی نیست و به ظاهر حقیقیه...

خیلی خیلی این ۳۶۵ روز سخت بود و بیشترین سختیش بعداز عید بود که من وا دادم و نمیتونستم خودم و جمع وجور کنم

فقط امیدوارم اونقدری بد ندم که سال بعدمو از دست بدم

بااینکه به همه گفتم روز آخرو درس نخونین خودم دینی خوندم  و ادبیات 

بعد حرف زدن با خواهرجان تا۴ صبح خوابش بردو خواب به چشمام نیومد تاالان...

واقعا آخرین پست کنکوریه و اگه سال بعدم بخوام بخونم نمیام راجب کنکور حداقل تو این وبم نمینویسم که فوق العاده تکراری شده 

هم کلاسیای انسانی و ریاضی که عمومیا باهم کلاس داشتیم میگفتن خیلی وقتمونو سر عمومیا گرفتن واسه امضا و اینا اکثرم به  زبان نرسیدن...

امیدوارم کنکوریای بیان خیلی موفق شن 

غیر کنکوریا درکارشون در درسای دانشگاهیشون خیلی موفق باشن💛


  • مـــــــــــــــن

نظرات (۶)

همتون موفق باشین ...
پاسخ:
خیلی ممنونم جناب قدح 
  • دنیای کامپیوتر ...
  • من 4 سال دیگه کنکور دارم.
    پاسخ:
    ینی الان باید هشتم باشی شما؟

  • آسـوکـآ آآ
  • فکر کنم کنکورت تموم شد
    الهی که موفق باشی :)
    پاسخ:
    فردا دارم آسوکا جانم
    ممنونمم
  • دنیای کامپیوتر ...
  • بله
    پاسخ:
    موفق باشی انشالله
  • چارلی ‎‌‌‌
  • اول که خیلی خوشحال شدم از این پستِ با روحیه و مثبتتون :))
    موفق باشین فردا، خیلی زیاد :)
    پاسخ:
    مچکرم
    موفق نبودم اما ناراحتم نیستم 
    ایشالا که بهترین آزمون رو میدی :)
    پر انرژی باش!
    پاسخ:
    بد نبود خوبم نبود 
    انرژی داشتم و حتی ی ذرم نداشتم
    نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.